مصاحبه با آقای عطا اخوان کمک راهنمای شعبه لویی پاستور
پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت 14:28 | نوشته ‌شده به دست میلاد کشفی | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

لطفا خدتونو معرفی کنید 
_ سلام دوستان عطا هستم یک مسافر . 15 سال تخریب تراک شیشه و شیره داشتم10 ماه و 23 روز صفر کردم راهنمای عزیزم آقای علی جلالی بودن . رهایی از بند اعتیاد 5سالو خورده ای و 1سال هم سفر نیکوتین کردم به راهنمایی آقای علی خدامی در حال حاضر 2سال و نیم هست که رهایی سیگار دارم . درخدمت شماهستم

مرسی . آقا عطا مدت حضور تون در کنگره چقدر بوده ؟ 
_ من از سال 89 در کنگره هستم و همیشه خداوند را شاکرم از اینکه یک راهی رو به من نشون داد که تونستم خیلی چیزها مثل سلامتی پول خانواده پدر و مادر و حفظ اینهارو به من یاد داد و خیلی خرسندم از این لطف خدا به خودم . 
ممنون . آقا عطا توچه شعبه هایی خدمت کردید ؟ 
_ من توی شعبه آکادمی سفر کردم . همونجا خدمت رو شروع کردم . در شعبه شهرک غرب خدمتگذار بودم الآن هم در شعبه لوئی پاستور در حال خدمت کردن هستم . هم در شعبه سعادت آباد و هم شعبه لوئی پاستور از اول تأسیس حضور داشتم و خدمت کردم .
مرسی در چه جایگاه هایی خدمت کردید ؟ 
_ خدارو شکر همیشه سعی کردم چیزهایی که به من آموزش میدن خوب بیاموزم . و هر جایگاهی که به من میدادن با تمام عشق و علاقه و ذوق قبول میکردم و فرقی نمیکرد نگهبان نظم باشه چایخانه باشه دبیرخانه باشه مرزبانی باشه الآنم که در جایگاه کمک راهنمایی هستم و تا اینجا هر جایگاه خدمتی ای که بوده خدمت کردم . 
 لطف کردید . چند وقته کمک راهنما هستید ؟
_ من حدودا 3 سالو اندی دارم خدمت میکن 
ممنون . احساستون از زمانی که خدمت مقدس راهنمایی رو گرفتید چی بوده ؟
_ به نظر من هر کسی کمک راهنما نمیشه و هرکسی هم خدمتگذار نمیشه . این لطف به نظر من شامل کسانی میشه که در مسیر مستقیم هستن . به این دلیل اینو میگم که اگر فرمانبردار خوبی باشیم از راهنمای خدمون و در شعبه ای که هستیم بتونیم خوب و صادقانه خدمت کنیم جایگاه های مختلف خدمتی رو میان و به شما میدن. چون جایگاهی رو که انسان به زور بگیره خیلی راحت هم از دست میده ولی جایگاهی که نسبت به دانایی شما در هر زمانی به شما میدن اگر قبول کنی و کامل در صراط مستقیم باشی و بتونی درس انجام بدی ای جایگاه خدمتی پله پله عوض میشه ونسبت به تجاربت در جایگاه خدمتی قبلیت جایگاه خدمتی جدیدی به شما میدن .
 شرایط خدمت راهنمایی رو میشه بگید ؟ 
_ به نظر من همه چیز در همون وادی 14 خلاصه میشه و به نظر من خدمت کمک راهنمایی توش چیزی جز عشق نیست عشق مخلوق به مخلوق و درانتها عشق مخلوق به خداوند و عشق خداوند به مخلوق که ما هستیم . این جایگاه خیلی شیرین و عالی و در عین حال خیلی سخت هست چون مسئولیت سنگین و همچنین جون افراد در دستان شماست. شما با یک مقدار داروی اشتباه دادن به افراد میتونید زندگیشونو با خطر همراه کنید . حتی یک کمک راهنما یک روانشناس کامل هستش در بحث درمان اعتیاد . چون هر رهجو با یک اخلاق و شرایط خاصی وارد لژیون شما میشه وکنترل این جمعیت حالا بر هر تعدادی و چون هر کدام ساز خود را میزنند و هم ساز کردن اینها و اینکه بتونی از اینها یک گروه خوب دربیاری و به خاطر اینکه بتونی به اینها عشق و زندگی رو آموزش بدی ودر آخر رهایی از اعتیاد رو این خیلی سخته و در اینه حال این حس خوب به آدم دست میده که شما فرصت خدمت به انسانهارو داری . به نظر من فرصت کمک راهنمایی رو خداوند به شما میده تا بتونی خودتو نجات بدی . به نظر من راهنما شدن یعنی نجات خود راهنما . در صودتی که شاید از بیرون کسانیکه نگاه میکنند بگن شما هستی تا نجات بدی انسانهارو . بعد از این همه مدت به نظر من کنگره یک تفکره و همه رها میشن . کمک راهنمایی فرصتیه که به همه داده نمیشه و بازهم از خداوند شاکرم که این فرصت رو به من داد تا بتونم خدم رو از یکسری زد ارزشها دور بکنم و به سمت ارزشها حرکت بکنم و این عشقی که خداوند به مخلوقش داره تمام وکمال در اختیار من گذاشتن . 
میشه شرایط کمک راهنمایی رو هم بگید ؟ 
_ بله . فرمان رو باید اطاعت کنن توبحث کمک راهنمایی بجز اینکه عشق رو و یکسری مطالب رو قبل اینکه بتونی این آزمون رو بدی باید بیاموزی احتیاج به یکسری لوازم داری و اون لوازم یکیش مثل این میمونه که الآن شرایط خیلی سختتر شده قبلآ سیگار آزاد بود . از سیگار گذشتن یعنی باز کردن یک گره از زندگی . اینکه سیگارتو بتونی به عشق کمک راهنمایی به انتها برسونی و این عشق رو تجربه بکنی به نظر من ای یکی از شرایط مهمه و من خودم لژیون سیگارهم در شعبه داشتم و خیلی خوشحال میشدم بتونم به بچه ها کمک بکنم و همینطور به خودم کمک بکنم در ابتدا. بله خیلی سخته شرایط کمک راهنمایی الآن خیلی سخته . به جز این نمراتی که رهجوها در مسیر کمک راهنمایی در صور آشکار میگیرن یکسری نمرات هم در صور پنهان باید بگیرن و به نظر من این از همه سخت تره . صور آشکارو میشه یکجوری جمعش کرد ولی صور پنهانو نمرشو گرفتن خیلی خیلی سخته . 
نظرتون را راجع به شعبه ای که توش خدمت میکنید (لوئی پاستور ) بفرمایید؟ 
من از ابتدا در این شعبه بودم و شعبه لوئی پاستور یک شعبه با عشق هستش . از زمانی کا این شعبه در سعادت آباد و شهرک غرب ودر شهرک بوعلی در یک اتاق کوچیک بود و الآن رسیده به این جای بزرگ و با اینهمه رهجو و خدمتگذار . من خیلی شهرستانها رفتم و به اندازه یک جلسه استادی جلسه تونستم در خدمتشون باشم و بتونم خدمت بکنم . ولی شعبه لویی پاستور یک شعبه با عسق هستش و برای خدمت با خلوص نیت و رسیدن به اون چیزی که برای صور آشکار و پنهان نیاز داریم شعبه بسار خوب و با عشق و عالی هستش و خدمتگذارانی داره که هم خیلی با هم رفیق و دوست هستن و این باعث میشه کار خیلی بهتر پیش بره.  و امیدوارم بتونیم امسال کمک راهنماهای بشتری از این شعبه معرفی کنیم و این عشق خداونده که آشکار میشه و به شما اجازه میده با انداختن یک شال نارنجی به انسانها خدمت کنه و کمک کنه تا به درمان اعتیاد برسن . 
آقا عطا میشه راجع به اینکه می خواهید از این شعبه برید صحبت کنید ؟ 
_ بحث رفتن از شعبه , جمع و شعبه نیست . من عاشق کنگره هستم و هرچیزی که به دست آوردم و الآن دارم رو مدیون کنگره هستم . درسته که آقای مهندس میگن که وقتی شما به رهایی میرسید هیچ دینی به کنگره ندارید ولی وقتی پیش خودت دودوتا چهارتا میکنی میبینی هرچیزی که داری از طرف خداوند و به واسطه کنگره به شما هدیه داده شده . یعنی اگه الآن من سرمایه ای دارم اگر همسر خوبی دارم اگر فرزند خوبی دارم این زندگی و خدمت مقدس کمک راهنمایی و این فرصت خدمت رو و این حالی که الآن دارم و خوشحالی و معجزه رهاییم رو همه و همه رو از کنگره دارم . من همیشه به دنبال این بودم که بتونم یک روز بدون مواد بمونم و این معجزه برای من نزدیک به 6 سال شده که من از کنگره دارم اینو . من به واسطه مشغله ای که داشتم با دیده بان محترم آقای طرابخانی صحبت کردم و قرار هست برم جای دیگری در کنگره خدمت بکنم . من در ورزش کنگره خدمتگذار بودم و رشته کبدی رو تونستم راه اندازی کنمو به واسطه آسیب های زیادی که داشت با آقای سلامی مشورت کردیم و جمع شد . لژیون ولیام وایت و این لژیونی که الآن دارم رو مدیون کنگره هستم و دوست دارم بتونم در جای دیگه ای مثمر ثمر باشم برای خودمم و بتونم خدمتگذار باشم . بله قرار هست من لژیونم رو تحویل بدم و برای خودم خبر خوبی هست تا بتونم از اون تایمی که دارم برای خدمت کردن استفاده کنم و بیهوده این زمانم از دستم نره.  این خدمت کمک راهنمایی زمان زیادی رو از من میگرفت و باید بتونم یک جورایی هم به زندگیم برسم و هم به کنگره یه تعادلی رو من همیشه باید برقرار بکنم . اون چیزی که کنگره به من آموخته تعادله است . 
بازهم میبینیمتون در کنگره و در شعبه لوئی پاستور ؟ 
_ من در کنگره هستم و منتظرم که بهم فرمان برسه و بگن که کجا خدمت کنم . الآن اگه بگن برو شهرستان میرم شهرستان . من برای خدمت کردن فکر نمیکنم . من یه چیزی از کمک راهنمام یاد گرفتم و اون اینه که در کنگره مخ نداشته باشم مخچه داشته باشم . مثل ارتش نپرسم کجا و چرا . ازم میخان اینو انجام بدم و من میگم بله چشم و میرم انجام میدم . منتظر فرمان هستم تا بگن کجای کنگره خدمت کنم و من چهاردستوپا میدوم و سعی میکنم در اونجا خدمتگذار خوبی باشم . تنها کاری که در کنگره میتونم انجام بدم اینه که اون خدمت رو به بهترین شکل و بدون حاشیه انجام بدم . 
خیلی ممنون . پیامی دارید برای اعضای شعبه ؟ 
_ یه پیامی هست که من اینو خیلی دوست دارم و همه جا میگم حتی توی خانواده ام حتی به پسرم . و یک چیز جالب بهتون بگم من روزی که رها شدم پسرم به دنیا اومد . ساعت 6 صبح پسرم به دنیا اومد و من ساعت 8 صبح رهایی گرفتم و دقیقا سن پسرم هم سن رهاییه منه و همیشه با نگاه کردن به پسرم یاد رهاییه خودم میوفتم و هیچ موقع دلم نمیلرزه چون ما یه بحث درختکاری داریم در وادیها و شما یک دخت رو میکاری در روز رهاییت و میتونی این درخت رو آب بدی و ازش مراقبت کنی و دقیقا اون روز پسرم به دنیا اومد و هر روز جاوی چشممه . من هر اتفاقی که در زنگیم بیوفته خدارو شکر میکنم حتی اگر بد باشه . چون امکان داره اون اتفاق از نظر من بد باشه و از نظر خیلیا و خداوند به نفع من و فرستی برای من بوده باشه. همیشه خداوند رو شاکرم و همیشه پسرم رو که نگاه میکنم رهاییه خودم رو میبینم و هرچی پسرم بزرگتر و قویتر میشه دقیقا انگار رهاییه من هم قویتر میشه . و اون پیامی که داشتم پیامی هست که توی کتاب 60 درجه زیر صفر نوشه و من عاشقانه دوستش دارم . اون پیام اینه که آنچه در تقدیر هست آن به انجام میرسد , اعمال و رفتار ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی ایفا میکند . من همیشه همه چیز رو به تقدیر میسپارم و سعی میکنم اون اعمال و رفتار اگر تقدیرم به جای عجیبی قراره که بره به خط اصلی برگردونه و به جایی که باید برسه برسونه . و هیچ وقت منتظر نمیمونم تا ببینم اتفاقات چه کارقراره با من بکنه آیا منو به هم میریزه یا قویتر میکنه . 
خیلی ممنونم و اما سخن آخر :
_ قبل از ورودم به کنگره از آدمها خیلی بدم میومد هرکس قیافش یه مدلی بود بدم میومد از مدل ریش مردم بدم میومد یکه سبیل داشت بدم میومد با بلعکس خوشم میومد و صحبت آخرم اینه که از روزی که اومدم کنگره عاشقانه همه رو دوست دارم . خداوند هدیه خوبی به من داد و او دوست داشتنه بود و اینکه نگاهم به همه عوض شده و سعی میکنم به همه یک جور دیگه نگاه کنم و اون شعر نیما که میگه چشم هارا باید شست جور دیگر باید دید .ممنون از شما .



نگارنده: علیرضا لژیون سوم

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حمید تاج یکشنبه 1 بهمن 1396 14:57
با تشکر از آقای علیرضا بابت تهیه گزارش ، و از آقای عطا....
میلاد جان خداقوت و تشکر بابت زحماتت در وبلاگ
میلاد کشفی پاسخ داد:
ممنون از شما
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات