جنگ و صلح(قسمت چهارم)
دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت 18:47 | نوشته ‌شده به دست میلاد کشفی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

"جنگ اشتباه آمیز"

وقتی دشمن، خود را در همه جا قوی سازد، در همه جا ضعیف خواهد بود. تاریخ بشر همواره شاهد جنگ و ستیز میان اقوام و ملل بوده و هست و در این کشاکش همیشه ملت یا قومی که قدرت بیشتری داشته بر ملل ضعیف تر از خود غلبه می یابد و چند صباحی بر سرزمین هایی فرمانروایی کرده سپس از اریکه قدرت به زیر آمده افول می نماید.

با مطالعه بیشتر تاریخ می بینیم که این داستان بارها اتفاق افتاده و تاریخ تکرار می گردد. البته به قول استاد سردار: " تاریخ خود به خود تکرار نمی شود، فاعل می خواهد و این انجام ها در دوران زندگی، گویی نمی خواهند از گردونه خود پا فراتر بگذارند و احساس هر کس بر این باور است که از اشتباهات درس نگیرد و خود به تنهایی معلم خود باشد. این سبب تکرار مکرر می شود."


بسیار خوب حالا اگر بخواهیم از اشتباهات گذشتگان درس بگیریم لازم است بدانیم که چطور می شود که یک امپراطوری بوجود آمده و سپس قدرت می گیرد و در ادامه در افق های دور غروب نموده و محو می شود. مسئله خیلی ساده است بدان معنی که وقوع جنگ ناشی از افزایش قدرت نظامی یک ملت و قدرت نظامی هم معلول بالا رفتن بنیه و توان مالی یک کشور است. به عبارت بهتر افزایش توان اقتصادی، افزایش قدرت نظامی را سبب می گردد و متعاقب آن توسعه قلمرو و متصرفات کشور قدرتمند محقق می شود و گستردگی قلمرو و تعهدات مالی و دشواری اداره امور و همچنین درگیری در مناطق مختلف سرزمین های تصرف شده، پراکندگی نیروها را سبب شده و این در نهایت باعث تضعیف و فروپاشی یک امپراطوری می گردد. نمونه های زیادی را در تاریخ می توان یافت که خود گواهی بر صحت این مسئله هستند. ظهور و سقوط امپراطوری چنگیز خان، ناپلئون بناپارت و آدولف هیتلر مهر تاییدی است بر این مطلب.
بعنوان مثال کشور آلمان را بعنوان یک نمونه بارز در نظر بگیریم. این کشور پس از شکست در جنگ جهانی اول تبدیل به یک کشور ضعیف با شش میلیون بیکار شد. اما با تلاش و پشتکار مردمش به رشد اقتصادی شگرفی دست یافت و بدنبال آن قدرت نظامی و تسلیحاتی آن کشور رشد عجیبی یافته مجدداً دست به کشور گشایی زد و سرزمین های وسیع و حاصلخیزی را بچنگ آورد. ولی عاقبت چه شد؟ رایش آلمان که قرار بود تبدیل به رایش هزار ساله شود به سرعت نابود شد و از بین رفت. چون هیتلر همزمان درگیر جنگ در چند جبهه شد و تمرکز خود را از دست داد و شکست خورد. جنگی که او سالها قبل در کتابش با عنوان "نبرد من" آن را (( جنگ اشتباه آمیز)) نامیده بود. عاقبت گریبان او را نیز گرفت و آن شد که می بایست می شد.
حال بر می گردیم سر بحث خودمان. جالب است بدانیم خیلی از اوقات همین اتفاق در شهر وجودی ما در سفر اول می افتد. یعنی در سفر تدریجی وقتی یک سفر اولی سه-چهار پله را به خوبی پشت سر می گذارد و سطح انرژی اش بالا می رود. بجای آنکه از این انرژی در جهت راه اندازی سیستم ها و سازندگی در جسم و روان استفاده نماید، به فکر کشور گشایی می افتد. مگر نه اینکه استاد امین همیشه می گویند: "انرژی در جهان درون معادل پول است در جهان بیرون." پس همانگونه که پول و رشد اقتصادی و در نهایت منجر به جنگ می شود، انرژی و بالا رفتن سطح آن سبب درگیر شدن یک سفر اولی در جنگ آن هم در چند جبهه می شود.


 بگذارید مثالی بزنیم: من به شخصِ بارها شاهد و ناظر عزیزانی در سفر اول بوده ام که پس از چند پله تصمیم می گیرند ادامه تحصیل بدهند و به ناگه سر کار بروند( یا اگر شاغل هستند بلافاصله ارتقاء شغلی پیدا کنند)، ورزشی را بصورت جدی و حرفه ای آغاز کنند، ملک خود را تبدیل به احسن نمایند، مدرک TOEFL خود را هر چه سریعتر برای خروج از کشور و احتمالاً کسب مدارج بالای علمی در معروف ترین دانشگاههای جهان زودتر بگیرند. بلافاصله ازدواج نمایند و ....


البته در پیام سفر اول پاسخ مناسبی به این عزیزان داده می شود به این مضمون:

"پس عجله نکن و در جای خود بنشین و تا مقصد به آنچه علاقه داری مشغول باش"


آخر مگر می شود با یک ذخیره انرژی محدود این همه کار کرد. تازه اوضاع وقتی خرابتر می شود که من بخواهم در همان سفر اول هرچه دوست و قوم و خویش مصرف کننده در همسایگی و فامیل دارم را سریعاً به کنگره آورده، جذب جلسات نمایم. آری حکایت این افراد، حکایت فردی است که در یک شب سرد زمستانی، پتوی کوتاه و کوچکی روی خود انداخته تا گرم شود. وقتی پتو را روی سر می کشد، پاهایش بیرون می افتد و وقتی پاها را زیر پتو می کند، بالا تنه اش سرد می شود. امروزه در علم مدیریت واژه مدیریت زمان را رد می کنند و می گویند چون مالک زمان نیستیم پس آنرا نمی توانیم مدیریت کنیم. بلکه می توانیم برای زمان برنامه ریزی کنیم. اما آیا این تعریف برای انرژی هم مصداق دارد؟ آیا می توانیم انرژی را مدیریت کنیم؟ برنامه ریزی چطور؟


استاد امین در بخش پایانی سی دی حُقه های نفس، به نکته زیبایی اشاره می کنند، ایشان می فرمایند:

هر کس یک توان ثابتی دارد. اما وقتی سطح انرژی پایین است، یک سری توانایی ها کاهش می یابد.


پس وقتی انسان در آستانه یکسری تغییرات اساسی است، باید انرژی اش را مدیریت کند. در رابطه با مدیریت انرژی نیز جناب آقای مهندس نکات بسیار مهمی را در سی دی زلزله در شهر وجودی بیان می دارند که اهمیت حیاتی دارد.(بحث خواب، تحرک، تغذیه سالم و استفاده ناصحیح از دارو های شیمیایی). حال پس از ذکر مطالبی که در سطرهای قبلی به نظرتان رسید، یکی از قوانین کتاب هنر رزم را با هم مرور می کنیم: "وقتی دشمن، خود را در همه جا قوی سازد، در همه جا ضعیف خواهد بود."
من از شما یک سوال دارم. کی و چه زمان است که من می خواهم در همه جا خود را قوی سازم؟
پاسخ: این زمانی است که من دقیقاً نمی دانم دشمن چه زمان و از چه نقطه ای قصد حمله کردن دارد. پس برای اینکه خود را درگیر در جنگی که نتیجه آن شکست و نابودی است نکنم، لازم است مرزهایم را محدود کنم و حتی اگر ایجاب کرد از بعضی از مناطق موقتاً عقب نشینی کنم. (عقب نشینی: یعنی قطع تماس با نیروهای دشمن به منظور تجدید قوا و بدست گرفتن ابتکار عمل.) و تمام حواس و تمرکز خود را به یک مسئله معطوف کنم و آن مسئله غیر از رسیدن به درمان چه می تواند باشد؟ مگر نه اینکه در پایان هر جلسه هنگام دعا می گوییم: "فقط یک خواسته و یک دعا." پس این قاعده را همواره باید رعایت کنیم حتی در لحظه لحظه زندگی.
یادم می آید یکبار در زمین تیراندازی با کمان جناب آقای اشکذری نکته بسیار زیبائی را یادآور شدند، از این قرار: "اگر می خواهید در لحظه زندگی کنید، در هر زمان فقط و فقط مشغول انجام یک کار باشید."
سان تزو در ادامه در کتاب هنر رزم می گوید: "اگر دشمن خود را از روبرو آماده جنگ سازد، از عقب ضعیف خواهد شد، و اگر از عقب خود را قوی سازد، از جلو شکست خواهد خورد. اگر جناح راست خود را قوی کند، در جناح چپ عده ای قلیل باقی می ماند و چنانچه جناح چپ را مستحکم سازد، جناح راست آسیب پذیر خواهد بود."
بنظر می رسد اهریمن اعتیاد همانگونه که در وادی سوم آمده است اصولاً قصد اجرای همین کار را دارد. در متن وادی سوم داریم: "در این مبارزه نرم گاهی شیطان و یا کشش نیروهای منفی و یا انسان های منفی باف در همه جا ما را احاطه می کنند و دائماً در حال القاء و یا الهام پیام های منفی خود می باشند و ما با دشمن بسیار نیرومندی که غیر قابل رویت نیز می باشد مواجه هستیم."
با کمی دقت می بینیم بواقع همینطور است و این دشمن غالباً غیر قابل رویت نیز می باشد. یعنی وقتی اعتیاد مثلاً از ضلع ترس وارد می شود (اشاره به مثلث جهالت) بعضاً ما فکر می کنیم که با همین یک دشمن سر و کار داریم. اما واقعیت این است که دو ضلع دیگر یعنی منیت و نا امیدی، پشت ترس و در سایه ایستاده اند و غیر قابل رویتند.


سخن آخر: اگر من در سفر اول هستم، عقل حکم می کند با توجه به اینکه در حال حاضر ذخیره انرژی کافی ندارم، بهتر است حتی المقدور انرژی ام را روی سفرم متمرکز کنم و از وارد شدن در اموری که از اهمیت کمتری برخوردار هستند جداً پرهیز کنم تا انشاالله بتدریج قوی و قویتر بشوم تا آنجا که به رهایی برسم. آری ای عزیز؛ گرچه اهریمن اعتیاد هماوردی ترسناک و بزرگ است، ولی می توان بر او غلبه کرد، منوط بر اینکه ما نیز بزرگ شویم.


این قسمت را با ذکر یک حکایت به پایان می رسانم. روزی استادی یکی از شاگردانش که بتازگی در یک مبارزه رزمی شکست خورده بود را نزد خود فراخواند و با یک قطعه گچ، خطی بر روی کف اتاق کشید و از او پرسید: چگونه می توانی این خط را کوتاه تر کنی؟
شاگرد پس از مکثی کوتاه گفت: بهتر است آنرا قطعه قطعه کرد.
استاد لبخندی زد و سرش را به معنای پذیرفتن تکان داد و خط دیگری بلند تر از خط قبلی کشید و گفت: حالا خط قبلی چگونه بنظر می رسد؟
شاگرد گفت: خوب، کوتاهتر. آنگاه استاد سرش را به علامت تایید تکان داد و گفت: همیشه بهتر است که قابلیت خود را که چیزی مثل این خط است افزایش دهی و سعی در کاهش قابلیت حریفتان نداشته باشید. و صد البته که این امر به مرور اتفاق می افتد نه به یکباره.  پیروز باشید

 

 
 
 
نویسنده: ایجنت محترم آقای محمد احمدی

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
میلاد چهارشنبه 25 بهمن 1396 16:15
یکی دو سال پیش این سلسله مطالب رو در سایت کنگره مطالعه کردم ، اما خواندن دوباره آن بسیار لذت بخش بود .
ممنون از شما و خدمتگزاران وبلاگ و همچنین آقای احمدی عزیز
هومن چهارشنبه 25 بهمن 1396 09:59
بسیار عالی و تشکر از نویسنده و بچه های وبلاگ
مسافر علی ، لژیون 14 سه شنبه 24 بهمن 1396 12:54
دست مریزاد ، خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: