کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 روز شنبه
شنبه 5 بهمن 1398 ساعت 18:05 | نوشته ‌شده به دست مصطفی بیات | ( نظرات )
ششمین جلسه از دوره بیست و نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران  و هم‌سفران با استادی کمک راهنمای محترم آقای شاهرخ , نگهبانی آقای محمدعلی و دبیری آقای جمشید با دستور جلسه (نظم و انضباط و احترام) در روز شنبه 5 بهمن ماه 1398 راس ساعت ۱۷ آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان شاهرخ هستم یک مسافر

امروز هم مثل روزهای دیگر که گاها جشن اتفاق می‌افتد ابتدا دستور جلسه این هفته یعنی نظم و انضباط و احترام است و سپس تولد سالار عزیز راداریم که انشا الله به آن‌هم میرسیم.

در این هستی که ما زندگی می‌کنیم همان‌طور که شب و روز و فصول و دارای نظم هستند ما هم تابع نظم هستیم و چه کسی است که خواهان و جویای نظم نباشد. اتفاقی که می‌افتد این است که انسان بعضاً توانایی اجرای آن را ندارد.

نظم ازنظر من شناخت قوانین و شناخت سیستم هستی است و نظم ازنظر من شناخت کنگره 60 است و من شاهرخ زمانی که هنوز به کنگره ورود نکرده بودم به دلیل عدم شناخت و عدم داشتن اطلاعات و آگاهی کافی از  قوانین، نمی‌توانستم نظم را در زندگی خود پیاده کنم اما با ورودم به کنگره 60 و شناخت قوانین کنگره توانستم مثلاً در ابتدا ساعت مصرف شربتم و به‌موقع خوردن آن نظم را به خود آموزش دهم و این کار آرام‌آرام رخ می‌دهد.

در ابتدای ورود به کنگره بسیار سخت است که بتوانی نظم را برای خود به اجرا درآوری. در ابتدای ورود به کنگره نامه شربت اول را که دریافت می‌کنیم باید ساعت مصرف دارو را بنا بر تشخیص راهنما ساعت 6 یا 7 یا 8 صبح تنظیم کرده و سر ساعت بخوریم و این کار بسیار مشکل است.

نظم در کنگره یعنی اجرای قوانین و نظم درواقع قوانین در کنگره 60 یعنی نظم و تکرار. یعنی اجرای قوانین در مدت 10 الی 11 ماه تا اتفاقی که باید برای مسافر بیافتد، بیافتد.(رهایی)

برای انجام و اجرای نظم در کنگره می‌دانیم که نیازمند پارامتر زمان هستیم. به‌عبارت‌دیگر همان‌طور که در کنگره در مورد مسائل تدریجی و ایجاد تدریجی نقطه تحمل صحبت به میان می‌آید برای آموختن و اجرایی کردن نظم هم باید به‌صورت تدریجی و با در نظر گرفتن پارامتر زمان و تکرار، حرکت نمود.

نظم این است که من به‌موقع بیایم به کنگره. درگذشته من معنی نظم را می‌دانستیم ولی اگر باکسی قراری داشتیم لااقل نیم ساعت با تأخیر به‌قرار می‌رسیدیم. اما با ورود من به کنگره و با تمرین و تکرار و شناخت و اجرای قوانین به مرحله‌ای رسیدم که بتوانم به‌موقع به هر قرار و یا امور خود برسم. درواقع ما در کنگره تمرین می‌کنیم که مسائلی که می‌آموزیم درواقع با تمرین و تکرار باید کاری کنیم که مسائل بیرون از کنگره ما نیز به همان شکل و نظم درآید و به عبارتی رفتار کنگره‌ای و بیرون کنگره‌ای ما بر هم منطبق شوند.

 

اما موضوع دیگر در این دستور جلسه احترام است.

در کنگره آموختم که جایگاه‌ها محترم است و فرقی نمی‌کند که جایگاهی در اختیار دارد انسان خوبی است یا خیر و اصلاً این به ما مربوط نمی‌شود و خود جایگاه است که اهمیت دارد.

من کمک راهنما نماد الگو برای ره‌جوهایم هستم و اگر من به جایگاه ایجنت و مرزبان احترام قائل نشوم، ره‌جوهایم هم‌چنین نخواهند کرد و اگر احترام جایگاه‌ها رعایت نشود معلوم نیست چه بلایی سر این شعبه خواهد آمد.

همه ما در حال آموزش گرفتن ابراز احترام به جایگاه‌ها و اجرایی کردن قوانین کنگره 60 هستیم. چه دیده‌بان باشد و چه رهجوی سفر اولی لازم است که احترام جایگاه‌ها را حفظ کند.

موضوع بعدی ما تولد سالار عزیز است.

قبل از آن باید عرض کنم که علی آقای صداقت استاد و راهنمای بنده امروز در این جلسه حضور دارند و از ایشان تشکر می‌کنم و رهنمودهای ایشان‌ همیشه هم برای خودم و هم ره‌جوهایم راه گشا و مؤثر بوده است.

سالار یک موقعی به کنگره آمد که برادر لژیونی من بود و هردوی ما رهجوی آقای صداقت بودیم. به‌هرحال اتفاقاتی در زندگی او رخ داد که بااینکه رهایی داشت ولی به‌هرحال مجبور به سفر مجدد شد.

سالار کاری کرد که هرکسی نمی‌تواند انجام دهد. او با جراتی که به خرج داد دوباره به کنگره آمد و توانست بامحبت و خدمت دوباره سفرش را آغاز کند و یک رهایی باکیفیت دریافت نماید.

برای او آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم که جایگاه‌های خدمتی بالاتر را تجربه نماید.

اعلام سفر مسافر سالار :

تخریب 13 سال آخرین آنتی ایکس قرص گراس، ده ماه و شانزده روز سفر کردم به روش DST با داروی OT رشته ورزشی شنا راهنمای عزیزم آقای شاهرخ رهایی یک سال و شانزده روز


آرزوی مسافر سالار :

به رسم کنگره یک آرزو را برای خودم نگه می دارم و آرزوی دوم من این است که تمام بچه های سفر اولی بیایند و این جایگاه را تجربه کنند.

 خلاصه سخنان مسافر سالار :

خداوند را هزاران با شاکرم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم و قبل از هر چیز به آقای علی صداقت استاد خودم تبریک عرض می کنم و ورودشان به این شعبه را خیر مقدم عرض می کنم.

کنگره 60 مانند یک قطار با سرعت بالا در حال حرکت است و واقعا سرعت کنگره باعث می شود که زمان محسوس نباشد.

من اولین بار در بیست و سوم اردیبهشت سال 1391 با تخریب شدید شیشه وارد کنگره و شعبه آکادمی شدم. باورم نمی شد بدون شیشه بتوانم زندگی کنم یا حتی یک دوش بگیرم و یا کار کنم و یا هر کار دیگری را بتوانم انجام دهم و در کل تصور می کردم که شیشه به هیچ عنوان درمان ندارد.

در آن تاریخ خداوند کمک نمود و من وارد کنگره 60 شدم و با علی آقای صداقت آشنا شدم  و آن روز آخرین روزی بود که در عمرم شیشه مصرف نمودم.

یادم هست که در اواخر دوران مصرف شیشه ، آنقدر دستم می لرزید که حتی توان ریختن شیشه به داخل پایپ را نداشتم و جوری حالم بد بود که به عزیزترین کسانم آسیب جسمی وارد می کردم و دائما در حال درگیری با دیگران بودم.

یادم هست که در آن دوران وضعیت مالی بسیار بدی داشتم و ناچار بودم که در پیک موتوری کار کنم و در آن زمان علی آقا صداقت بسیار به من کمک می کردند و حتی بعد از رهایی ام مرا به یکی از آشنایان شان در بازار معرفی نمودند و از آنجا که وعده خداوند حق است من در آن موقع با حرکتی که در بازار داشتم توانستم در مدت کوتاهی به فرد شماره یک بازار تبدیل شوم.

مدتی که گذشت من در اثر کار زیاد مجبور شدم گاها برای رفع سردردم قرصهای آرام بخش استفاده کنم و بعد از مدتی این مصرف آنقدر زیاد شد که ناچار شدم برای درمان به یک کلینیک مراجعه کنم و در آنجا هم به من قرص B2 دادند و این دوز این قرص هم بعد از مدتی به روزی 8 عدد رسید که تخریب بسیار بالایی دارد.

به خواست خداوند با یکی از کمک راهنماها آشنا شدم و ایشان به بنده پیشنهاد داد که دوباره سفر خود را آغاز کنم و در کنگره هم وارد لژیون آقا شاهرخ شدم.

اولین چیزی که رهجو را جذب می کند عشق و محبتی است که به راهنمای خود در دلش به وجود می آورد. محبت و عشق آقا شاهرخ واقعا در دل من نفوذ کرد و علی رقم این که تیپر کردن قرصها برایم بسیار سخت بود ولی با راهنمایی ها و تماسهای به موقع و حیاتی آقا شاهرخ و با لطف خداوند توانستم سفر خود را به پایان برسانم و همه اینها را مدیون کنگره و آقا شاهرخ هستم.

خلاصه سخنان کمک راهنمای محترم خانم فریده :

در ابتدا خدا را شاکرم که سعادت حضور در کنگره رادارم سپاسگزارم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که تمام لحظات خوشی که در اینجا داریم را مدیون ایشان هستیم.

این تولد را به آقای صداقت و به آقای شاهرخ تبریک میگویم و امیدوارم خیر خدمت در زندگی‌شان جاری باشد.

به آقای سالار این تولد را تبریک میگویم و انشا الله شاهد آزادمردی‌تان باشیم و همچنین تبریک میگم به مهشید عزیزم دختر خنده‌رو بَشاش و مهربان لژیون خودم. ایشان وقتی وارد لژیون من شدند مسافرشان به رهایی رسیده بودند و چیزی که برای من جالب بود این بود که انگار یک سری مراحل را رد کرده بودند

 و در کوتاه‌ترین زمان به آن حدنصاب سی‌دی‌ها رسیدند.

امیدوارم همیشه لبشان خندان باشد، تنشان سالم و آرامش مهمان همیشگی دلشان باشد.

خلاصه سخنان همسفر مهشید :

می‌خواستم در اینجا از آقای مهندس و  آقای شاهرخ، راهنمای مسافرم تشکر و قدردانی کنم که واقعاً بسیار کمک راه ما بودند همچنین از راهنمای خودم سرکار خانم فریده که زحمات بسیاری را در طول سفر برایم کشیدند تشکر کنم.

از استاد بزرگوار جناب آقای علی صداقت تشکر ویژه دارم که در موفقیت سالار نقش بسزایی رو داشتند و امروز هم زحمت کشیدند و به اینجا تشریف آوردند.


خلاصه نویسی : مسافر علیرضا رواگرد لژیون شانزدهم

تایپ : مسافر  علیرضا لژیون شانزدهم 

 عکس: مسافر مهدی و مسافر داود 

لژیون خدمتگذار : لژیون هشتم

تنظیم و ارسال : مصطفی بیات 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فرامرز_لژیون دهم یکشنبه 6 بهمن 1398 19:50
تولدت مبارک سالار جان
واقعا شنبه با تولد شما یکی از پر انرژی ترین روزها بود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات