چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می ریزند
شنبه 4 مرداد 1399 ساعت 00:07 | نوشته ‌شده به دست علیرضا رواگرد | ( نظرات )
پنجمین جلسه از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه مسافران با استادی کمک راهنمای محترم آقا حمید , نگهبانی آقای محمد و دبیری آقای اسماعیل با دستور جلسه (وادی یازدهم و تاثیر آن روی من) در روز چهارشنبه 1 مردادماه 1399 ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان حمید هستم یک مسافر

کنگره 60 در اصطلاح ظاهر از دو بخش تشکیل شده است؛ یکی صور آشکار یا جسم و سیستم ایکس است که از طریق ot آن را ترمیم می کنیم و دوم صور پنهان است که باید اجزای آن را بشناسیم و بیماری های خاصی را هم که مربوط به همین صور پنهان است را بشناسیم.

اشتباه همه انسانها این است که هنوز خودشان را نشناخته اند نه این که دیگران را نشناخته باشند و قطعا زمانی که من خودم را بشناسم، همه مشکلات و مسائل من حل خواهد شد.

برای این که من خودم را بشناسم نیاز به یک جهان بینی و آگاهی درست دارم که بوسیله آن خودم را بهتر بشناسم و کلاسهایی که در کنگره برگزار می شود دقیقا همین مطالب را به من می آموزد. این که من چه بودم و چه هستم و برای چه در این هستی دارم زندگی می کنم و خیلی از مطالب دیگری که شما کاملا در جریان هستید.

به نظر من نه تنها انسانها بلکه همه موجودات نیاز به آموزش و آگاهی دارند تا بتوانند مسیر خودشان را در زندگی درست طی کنند. حیوانات براساس مطالبی که بطور ذاتی در خود دارند و همچنین بر اساس آنچه از هم نوعان خود می آموزند مسیرشان را طی می کنند که نمی تواند مسیر  اشتباهی باشد. پس حیوان یک مسیر دارد و برایش تعریف شده و طبق آنچه که آموخته است حرکت می کند و قدرت انتخاب دیگری ندارد و مجبور است همان مسیر را طی نماید.

اما برای یک انسان به این صورت نیست. زیرا به انسان اختیار داده شده است . ما انسان ها یک سری آگاهی ها را از قبل داریم و یک سری آگاهی ها را هم یاد می گیریم. منتها همه این ها مستلزم این است که از همه این ها یی که کسب کرده ایم چگونه بهره ای صحیح ببریم.

من خودم یادم هست که زمانی دفتر تغذیه ورزشی داشتم ولی چیز زیادی از اعتیاد نمی دانستم و تصور می کردم که چون جسم و مواد مخدر را تا حدود می شناختم و در موردش مطالعه داشتم، فکر می کردم که می توانم مصرف کننده ها را ترک دهم و به همین دلیل بخشی از دفترم را اختصاص به ترک مواد مخدر دادم و این مطلب مربوط به سال 1380 می شود.

زمانی که شروع به فعالیت نمودم، با توجه به آگهی که کرده بودم، عده زیادی برای ترک به دفتر من مراجعه نمودند. من هم نسبت به آن آگاهی و اطلاعاتی که در گذشته داشتم شروع به ساختن داروهایی برای ترک می کردم و چون در این مسئله، مسیر اشتباه را می رفتم، علاوه بر این که خیلی ها را هم بدتر درگیر اعتیاد کردم ، خودم هم به اعتیاد مبتلا شدم.

کار به جایی رسیده بود که شخصی می آمد و به من می گفت که به او دارو بدهم تا مواد نزند. و این در حالی بود که آن شخص خبر نداشت که به داروی من بیشتر از مواد مصرفی خودش، اعتیاد پیدا کرده است. این باور باور غلطی بود که آنها برای خود ساخته بودند و من هم واقعا نمی دانستم و تا آن زمان هم علمی برای درمان اعتیاد پیدا نشده بود و نه تنها من بلکه تمام دنیا در آن موقع به بیراهه می رفتند و تمام دنیا همین الان هم در زمینه درمان اعتیاد دارد به بیراهه می رود.

خوب کنگره یک علمی را آورد که به واسطه آن ، مصرف کنندگان مواد مخدر نه به ترک بلکه به درمان و حتی بالاتر از آن به تعادل برسند و این به تعادل رسیدن خودش بسیار اهمیت دارد.

من به واسطه اشتباهاتی کردم، خودم هم درگیر مواد شدم و جسم من به شدت دچار تخریب شد و ناچارا به سراغ انواع روشهای ترک اعتیاد از جمله U.R.D و U.R.O.D رفتم  هر بارکه این روشها را انجام دادم نه تنها حالم بهتر نمی شد بلکه از قبل هم بدتر می شد.

در یکی از این ترکها یادم هست که تا شش ماه تحمل کردم و سراغ مواد نرفتم ولی در این مدت به قدری حالم خراب شد که مجبور شدم که به سراغ مصرف مواد بروم به طوری که مصرف دوبرابر شد و مواد دیگری هم به ماده مخدر قبلی من اضافه شد. و این اضافه شدن مواد در هر بار انجام U.R.O.D مرتب ادامه داشت به طوری که در آخرین بار مواد مصرفی من علاوه بر کوکائین که اولین مصرفم بود، تریاک و شیره و هروئین و آمپول هم اضافه شده بود. علت این امر هم این بود که جسم من بعد از این همه فشار واقعا از تعادل خارج شده بود و در واقع اختیار از دست من حمید خارج شده بود و مواد مخدر فرماندهی من را در دست گرفته بود.

در وادی یازدهم هم اشاره به همین موضوع می کند و می گوید که ای انسان خداوند به تو اختیار داده است و شما می توانید از این اختیارت خوب استفاده کنی و یا این که می توانی از آن به شکل نادرستی استفاده کنی. گاهی اوقات پیش می آید که ما فکر می کنیم که داریم از این اختیار به خوبی استفاده می کنیم (مانند من که در اشتباه بودم و تصور می کردم که کار ثواب را انجام می دهم)، در صورتی که کاملا برعکس است.

بنابراین هرگاه بخواهیم هر حرکتی را شروع کینم باید یک آگاهی کامل نسبت به آن حرکت کسب نماییم. وقتی که آگاهی پیدا کردیم تازه تجربه شروع می شود و وقتی که تجربه لازم را کسب کردیم باید تفکر سالمی داشته باشیم تا بتوانیم با یک دانی مفید بتوانیم آن مسیر را ادامه دهیم . پس من حمید در هر کاری که می خواهم شروع کنم باید دانایی خود را در آن زمینه به حد قابل قبولی برسانم وگر نه قطعا در آن مسیر حتما دچار تخریب و آسیب خواهم شد. در این میان هم باید دانست که القائات نیروهای منفی آنقدر رنگ و لعاب زیبا به خود می گیرند که با نداشتن دانایی به راحتی در دام آنها گرفتار خواهیم شد.

مثل این که چند سال پیش در آلمان، هروئین را برای درمان تریاک تولید کردند که دیدیم چه فاجعه ای به بار آورد و خود آن دانشمند در اثر مصرف هروئین جان خود را از دست داد و یا این که شیشه را در ابتدا برای ترک مرفین آوردند ولی بهتر می دانید که چقدر تخریب ایجاد کرد.

بنابراین برای شروع هر حرکتی نیاز است که به یک منبع غنی از اطلاعات و آگاهی صحیح متصل باشیم و در زمینه درمان اعتیاد کجاست که می تواند اطلاعات و آگاهی صحیح به من دهد؟ من خودم پانزده سال درگیر مواد مخدر بودم و از طرفی در مورد سیستم بیولوژیک بدن مطالعه داشتم و همچنین داروسازی هم خوانده بودم و نزد بسیاری از متخصصان هم رفته بودم . آیا توانستند مرا کمک کنند؟ آن موقع به من می گفتند که بهترین متخصص قلب و بیهوشی آمده بالاسرت تا شما را U.R.D کند. اما ایشان چه کاری کرد؟ کار ایشان باعث ده برابر شدن تخریب من شد گرچه خود آن بنده خدا هم نمی دانست که دارد چه کار می کند.

پس باید روشی باشد که هم از اطلاعات و آگاهی قوی و غنی برخوردار باشد و از طرفی پشتش تجربه خوابیده باشد و همه اینها هم باید با یک تفکر سالم و مفید همراه باشد. تفکر من در سال 80 این بود که اول معتادین را ترک دهم و بعد هم یک شغل پول ساز برای من بوجود آید. واین تفکر در آن زمان از نظر خودم یک تفکر سالم بود ولی بعد که وارد کنگره شدم و جهان بینی را آموختم متوجه شدم که آن تفکر کاملا اشتباه بوده است.

وقتی یک سفر اولی وارد کنگره می شود ، بعد از 2 ماه خیلی از مطالب را می فهمد و از خیلی از تیم های پزشکی بیشتر آگاهی کسب می کند. آموزشها و کلاسهای کنگره من را نجات داد.

حضور در جلسات و لژیون بسیار مهم است . زیرا ارتباط حسی بین رهجو و راهنما را به زبان نمی شود بیان کرد و هرچه این ارتباط قوی تر باشد، رهجو حالش بهتر می شود و این با خوردن شربت OT به تنهایی بدست نمی آید و این ارتباط و حضور در کلاسهاست که مهم است.

منِ حمید باید شکر گزار کنگره باشم و قوانین الهی را که در وادی گفته شده است ، باید اجرا کنم و نظم داشته باشم. صادق بودن و فرمانبرداری در سفر کردن یک الزام است.

اگر رهجو به راهنما دروغ بگوید، خودش ضربه می خورد. تنها کار یک مسافر چه در سفر اول و چه در سفر دوم این است که قوانین را درست اجرا کند. زیرا چشمه که در وادی یازدهم است در همه شما می باشد و باید مثل رود جاری شود و آن چشمه همان آگاهی است. اگر دانایی و جهان بینی را یاد نگیریم آن چشمه خشک می شود. اگر یاد بگیریم مثل یک رود خروشان قدرتمند می شویم و هم به خود و دیگران می توانیم کمک کنیم.

ممنون که به صحبتهای من گوش دادید.


خلاصه نویسی : مسافر علیرضا برزگر لژیون شانزدهم

تایپ : مسافر علیرضا رواگرد لژیون شانزدهم

 عکس و ضبط صوتی: مسافر یاشار

تنظیم و ارسال : علیرضا رواگرد


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مصطفی بیات شنبه 4 مرداد 1399 00:58
خدا قوت به استاد محترم آقا حمید
و خدا قوت ویزه به تمام خدمتگزارهای خوب و درجه یک وبلاگ لویی پاستور که انقدر دقیق و در کوتاه ترین زمان مطالب رو در اختیار عموم قرار میدن.
انشالله که خیر خدمت در زندگی هاتون جاری بشود.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات