از وادی امید تا وادی عشق- گفتگو با آقای بهادر سپهسالاری
شنبه 9 آبان 1394 ساعت 07:16 | نوشته ‌شده به دست حمید تاج | ( نظرات )

بنام خدا

از وادی امید تا وادی عشق

گفتگو با آقای بهادر سپهسالاری

کمک راهنمای شعبه سعادت‌آباد 

آقا بهادر، کمک راهنمای جوان و خندان و پرمحبت شعبه سعادت‌آباد، معتقد است که کنگره، برای مصرف‌کننده‌ای که سال‌هاست از اعتیاد رنج می‌برد، بهترین و مطمئن‌ترین مکان برای رهایی است و کافی است فرد بخواهد و ایمان داشته باشد، تا معجزه‌ای که سال‌ها در پی آن بود، تحقق پیدا کند.

در ادامه با ما همراه باشید.   

        

لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از چه زمانی مصرف‌کننده شدید؟

من بهادر سپهسالاری هستم. 36 سال دارم و مدت پنج سال مصرف‌کننده مواد (تریاک و شیره) بودم. الآن‌هم که خدمت شما هستم بیش از سه سال است که از رهایی‌ام می‌گذرد.

فکر می‌کنید در زمان مصرفتان، مهم‌ترین تخریبی که داشتید چه بود؟ چه چیزی بیشتر از همه در آن دوران در زندگی‌تان آسیب دید؟ 

برای کسی که مصرف‌کننده است، مواد در حکم اکسیژن است. یادم می‌آید در جلسه تولد یک‌سالگی‌ام به مادرانی که در جلسه نشسته بودند گفتم وقتی شما حاضر شدید به خاطر عزیزترین شخص زندگی‌تان «نفس نکشید»، از فرزند مصرف‌کننده‌تان‌هم بخواهید مواد را کنار بگذارد. می‌خواهم بگویم مسئله مصرف مواد یک امر بسیار حیاتی در زندگی مصرف‌کننده است و طبیعی هم هست که در چنین شرایطی تأثیرات مخرب زیادی را در زندگی ایجاد کند. اما برای درمان اعتیاد هم راهی وجود دارد و وقتی راه پیدا می‌شود، آن‌وقت می‌توان فرد را آماده برای درمان کرد.

 پس نمی‌شود گفت که فرد مصرف‌کننده در هر شرایطی، صرفاً اگر بخواهد و اراده کند، می‌تواند خودش مواد را کنار بگذارد؟

خیر؛ این‌طور نیست. البته این معنایش این نیست که بگوییم فرد مصرف‌کننده آدم بی‌اراده یا بی‌غیرتی است، نه، مسئله‌این است که آدم به‌تنهایی زورش به اعتیاد نمی‌رسد. باید در درون یک جمع باشد و با کمک افراد باتجربه‌ای که این راه را قبلاً طی کرده‌اند فرایند درمان را انجام بدهد، چون اساساً تکامل در داخل جمع صورت می‌گیرد. 

چطور شد که با کنگره آشنا شدید؟

من از آن دسته آدم‌هایی بودم که اعتقادی به درمان نداشتم. من با سرعت نور به سمت تاریکی می‌رفتم و بااین‌حال هیچ تمایلی هم به رهایی و درمان نداشتم. اما روزگار من را به سمتی برد که دیگر راهی جز درمان برایم باقی نماند. همین است که می‌گوییم اگر از «آموزگار» آموختی که هیچ، اما اگر نیاموختی «روزگار» چنان به تو می‌آموزد که دیگر هیچ‌وقت فراموش نکنی!

یادم می‌آید که در زمان مصرف، شرایطی پیش آمد که مکانی که در آن مصرف می‌کردم لو رفت و من مجبور شدم تریاک و وافورم را بردارم و ببرم خانه. همسرم از مصرف من اطلاع نداشت. با پررویی و درشت‌گویی گفتم این (تریاک) هم از امروز با ما هست. یعنی همسرم را در شرایطی قراردادم که یا باید مرا به‌عنوان یک مصرف‌کننده قبول می‌کرد و یا اینکه زندگی‌اش را رها می‌کرد و می‌رفت. اما همسرم گفت که من کنارت می‌مانم، و مطمئنم تو می‌توانی این مشکل را حل کنی.

این گذشت تا اینکه از طریق با جناقم با کنگره آشنا شدم. با جناقم خودش کنگره‌ای بود و یک روز مرا با خودش آورد کنگره. البته روزهای اول، هنوز کنگره را باور نداشتم، اما رفته‌رفته این جریان برایم جدی شد.

چه اتفاقی افتاد که کنگره برایتان جدی شد؟ چه چیزی در کنگره دیدید که باعث شد بمانید و به رهایی برسید؟

اگر بخواهم فقط در یک جمله بگویم که چرا کنگره مرا این‌طور به خودش جذب کرد، آن جمله این است: محبت راهنما. من هر چیزی که امروز دارم و هرروز خوبی که بعد از ورودم به کنگره داشته‌ام را مدیون ایشان هستم. جا دارد همین‌جا یک‌بار دیگر خدمت استاد راهنمای عزیزم جناب آقای زرکش عرض ادب کنم و برایشان از خدا آرزوی سلامتی و طول عمر دارم.

یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد کنگره آموزش‌های آن است. در کنگره تأکید می‌شود که درمان مصرف مواد، صرفاً قطع مصرف نیست، بلکه درمان حقیقی یعنی تغییر جهان‌بینی و نهایتاً رسیدن به تعادل. درباره این جهان‌بینی خاص کنگره کمی توضیح می‌دهید؟

من تا زمانی که یک هدف مشخص نداشته باشم، نمی‌توانم هیچ حرکت مشخصی داشته باشم. این‌یک اصل است. در بحث اعتیاد هم این اصل وجود دارد؛ یعنی من اول باید ببینم چه شد که من تبدیل به یک مصرف‌کننده شدم، و اصلاً چرا باید مصرفم را کنار بگذارم و درمان بشوم. این مسئله‌ای است که من باید به آن شناخت پیدا کنم. من باید هدفم را از درمان بفهمم و اصطلاحاً به چرایی یا «که چی» درمان پاسخ بدهم. پاسخ به این سؤال را فرد در جهان‌بینی کنگره پیدا می‌کند. یعنی تازه اولین گام در فرایند درمان را می‌فهمد و محکم برمی‌دارد. از طرف دیگر، ما در جهان‌بینی کنگره است که می‌فهمیم اعتیاد یکی از صور پنهان ماست که سال‌ها در این زندگی با ماست و اگر ما در اینجا که بسترش فراهم است و شرایط و امکان درمانش وجود دارد آن را درمان نکنیم، حتی بعد از مرگ و تا هزاران سال دیگر هم با ما باقی خواهد ماند. در جهان‌بینی دراین‌باره از کلمه «توفی» استفاده‌شده؛ یعنی «تمام و کمال تحویل‌گیرنده»؛ که به این معناست که شما در زمان مرگ دقیقاً به همان صورت که هستی، با تمام خصوصیات و ویژگی‌ها و صفاتی که داری تحویل می‌شوی. ما در کنگره است که می‌فهمیم زندگی‌مان در این عالم اتفاقی نبوده و بی‌معنا نیست و هرکدام از ما وظیفه و مسئولیتی داریم و حیاتمان پوچ و بی‌هدف نیست.

چه توصیه‌ای برای کسانی که تازه‌وارد کنگره شده‌اند و در سفر اولشان هستند دارید؟

به نظر من یک واقعیت بدیهی وجود دارد و آن‌هم این است که کسی که به کنگره آمده، یعنی راه را پیداکرده و فرمانش صادرشده. پس قطعاً زمانش رسیده که با خواست خودش و یاری هم‌سفرانش به رهایی برسد. حتی آن‌هایی که می‌آیند ولی برمی‌گردند و می‌روند باز یک روزبه کنگره برمی‌گردند، آن‌ها سالها از وقت و انرژی و جان و مال و آبرویشان می‌گذارند و بار سنگین اعتیاد را به دوش می‌کشند، اما دست‌آخر برمی‌گردند و دوباره به کنگره پا می‌گذارند، چون می‌فهمند کنگره راه‌حل نهایی است و باید همین‌جا مشکل را حل کنند. پس چه‌بهتر که اگر آمدیم، وقت را از دست ندهیم؛ بایستیم و صبر و استقامت داشته باشیم و سفرمان را تا آخر طی کنیم تا بالاخره با لطف خداوند و همت خودمان و یاری و کمک هم‌سفران، به آزادی و رهایی برسیم.

درباره دستور جلسه این هفته که وادی دوم و تأثیر آن است چه صحبتی دارید؟

معمولاً می‌گوییم پنج وادی اول، وادی‌های تفکر هستند، یعنی وادی‌هایی که ما را به تأمل بیشتر درباره خودمان وزندگی‌مان فرامی خواهند، اما دراین‌بین وادی دوم را می‌توانیم وادی «امید» بخوانیم. این وادی به ما انگیزه می‌دهد؛ ما را نسبت به آینده امیدوار می‌کند و میل به حرکت را در ما برمی‌انگیزد. وادی دوم معنای زندگی را برایمان مشخص می‌کند و به ما می‌گوید اتفاقی نیست که به این جهان آمده‌ایم، اتفاقی و بی‌معنا نیست که در مسیر زندگی با این نوع مشکلات برخورد داشته‌ایم و حالا هم که بستر فراهم‌شده تا بر مشکلاتمان غلبه کنیم، نیروی برتری وجود دارد که ما را یاری خواهد کرد.

و کلام آخر ...

یکی از خدمت‌هایی که افتخار داشتم در شعبه آکادمی انجام بدهم پاسخ‌دهی و مشاوره تلفنی به درخواست‌ها بود. می‌دیدم که اعضای خانواده مصرف‌کننده‌ها، مادران و خواهران و برادران و غیره با چه عجز و ناتوانی نسبت به مشکل عزیزشان حرف می‌زدند، اغلب آن‌ها ناامید بودند و با گریه و اشک خواهان رهایی عزیزانشان بودند. این صحنه‌ها واقعاً آدم را تحت تأثیر قرار می‌دهد و نشان‌دهنده یک معضل اساسی در جامعه ماست. من از ته دل آرزو می‌کنم همه‌کسانی که با مشکل اعتیاد درگیرند و خواستار رهایی از آن هستند، هر چه زودتر با کنگره آشنا شوند و شاهد رهایی آن‌ها و خوشحالی و امید در بین خانواده‌هایشان باشیم.

تهیه و تنظیم: آقای مهدی پاک نهاد

لژیون آقای بهادر سپهسالاری


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات