به نام خدا 

پانزدهمین جلسه از دور بیستم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی لوئی پاستور ویژه مسافران و هم‌سفران در روز پنجشنبه مورخ 1396/4/22 با دستور جلسه «وادی یازدهم و تأثیر آن روی من»  به استادی آقای حامد زارع، نگهبانی آقای حمیدرضا قربانی و دبیری آقای مجید امینی ساعت 17 آغاز بکار کرد

همچنین؛ جشن سومین سال رهایی آقای هانی عطاردی «کمک راهنمای محترم شعبه لوئی پاستور» برگزار شد.


خلاصه سخنان استاد:

از تمامی دوستانی که برای رهایی انسان‌ها خدمت و تلاش می‌کنند تشکر می‌کنم. چراکه؛ کار بسیار بزرگی است که کسی بدون چشم‌داشت و به‌دوراز انتظاری خدمت می‌کند. البته انتظار رهایی سفر اولی همیشه در قلب راهنمایش وجود دارد، ولی به دنبال پاداشی از این رهایی نیست. 


به فرموده جناب مهندس همیشه در صحبت‌هایشان اشاره می‌کنند که وعده خداوند دروغ نیست و این امر از طریق خداوند فراهم می‌شود.

زیرا انسان، از روزی که اعتیاد داشته و این مسیر را طی کرده به تجربیات خود برمی‌گردد و زمانی که به رهایی می‌رسد قطعاً با تمام وجود خود حس می‌کند که اگر در صراط مستقیم حرکت کند، همیشه اتفاق‌های خوب پیش خواهد آمد؛ و متوجه می‌شود که حکمت خداوند به چه معناست. به‌عبارت‌دیگر؛ تسلیم، توکل و رضا چه چیزی است.وادی یازدهم خارج از این مسائل نیست.

در این وادی برای اینکه انسان به چشمه جوشان تبدیل شود دو مسئله را ذکر می‌کند. لازمه اول؛ منابع اطلاعاتی صحیح و درست و دیگری اختلاف‌پتانسیل است.

در خصوص منابع اطلاعاتی، آموزش‌هایی که در اختیار ما قرارگرفته هست. قطعاً اگر کمی تفکر کنیم، از نوشتارها، وادی‌ها و منابعی که در اختیارداریم، منابع اطلاعاتی صحیح را پیدا خواهیم کرد. البته، همت زیادی می‌خواهد. چراکه؛ این منابع در اختیار خیلی از اشخاص هست و از آن سوءاستفاده می‌کنند.



دومین مسئله اختلاف‌پتانسیل هست که می‌توان دقیقه در سفر اول آن را تجربه کرد. بلکه با تغییر پله‌های ۲۱ روزه حال‌وروز بهتری پیدا خواهد کرد؛ و این همان اختلاف‌پتانسیلی است که به وجود می‌آید و او متوجه می‌شود که آن انسان سابق نیست. به تعبیری دیگر؛ اختلاف‌پتانسیل همان انرژی‌ای است که او برای تغییر پله بعدی دریافت می‌کند.

بعضی‌اوقات این مسئله وجود دارد که شخص تصور می‌کند انرژی‌ای که دریافت می‌کند باید همان لحظه از دست بدهدبه‌عنوان‌مثال؛ شخصی پولی را به دست می‌آورد، اما تصور می‌کند باید آن را همان موقع خرج کند.

اما نکته مهم این است که انرژی و یا پولی که به دست می‌آورد، تمام آن برای خرج کردن نیست. بلکه مقدار ۴۰ درصد آن را باید ذخیره کند. چراکه؛ اکثر مواقع در زندگی انسان رکود به وجود می‌آید. بسا اینکه؛ ممکن است گاهی چندین سال در زندگی شخصی رکود به وجود بیاید و چیزی که می‌تواند به کمک شخص بیاید همان دانایی و یا انرژی ایست که ذخیره کرده است.

حال می‌تواند در سفر اول به وجود بیاید یا در سفر دوم رخ دهد و یا اینکه هر برهه زمانی‌ای در زندگی شکل بگیرد.


و اما بخش دوم جلسه؛

هر اتفاقی که زندگی ما رخ می‌دهد، قطعاً باعث تغییرات خوبی در بهبود زندگی‌مان می‌شود.

در زندگی هرزمانی رکود پیش بیاید، بایستی انسان صبر کند و ایمان داشته باشد همه‌چیز تغییر می‌کند و در آینده مسائل او بهبود پیدا می‌کند.

امروز سومین سال رهایی هانی عزیز، یکی از کمک راهنمایان خوب شعبه لوئی پاستور هست. به او تبریک می‌گویم.



هانی وقتی به کنگره آمد، حال و اوضاع خوبی نداشت. بسا اینکه؛ من با اکثر جوان‌ها بیشتر می‌توانستم ارتباط برقرار کنم، اما با هانی از همه سخت‌تر ارتباط برقرار می‌کردم. کما اینکه؛ شاید در برخی افراد تخریب زیادی وجود داشته باشد و در ظاهر آن‌ها مشخص نباشد، قطعاً در باطن آن‌ها تخریب فوق‌العاده زیادی وجود دارد؛ و این تخریب نه به سن ارتباط دارد، نه به مصرف مواد و نه به اتفاقات گذشته است. اما واقعاً هانی این را اثبات کرد که با تلاش می‌توان همه‌چیز را تغییر داد و با تمام وجودش خواست تغییر کند.

بعد از درمان، برای کمک راهنمایی خواند و قبول شد؛ و شال نارنجی‌ای که بر گردنش می‌بینم، مطمئنم انسان‌ها می‌توانند تغییر کنند.


آرزوی هانی:

امیدوارم کسانی که خواسته خدمت در کنگره‌دارند، (سفر اولی‌ها پس از رهایی) با خدمت در جایگاه کمک راهنمایی بتوانند به دیگر افرادی که قرار است برای درمان به کنگره بیایند خدمت کنند.




صحبت‌های هانی:

از تمامی اعضای لژیون‌ها، از کمک راهنماها و همه دوستانی که برای سومین سال رهایی‌ام اینجا حضور دارند تشکر می‌کنم. اینکه انسان بداند هیچ‌وقت تنها نیست و چنین دوستان خوبی را دارد، برایش قوت قلب است.

در این ۴ سال اتفاق‌های خوب زیادی برایم رخ داد. چراکه؛ همیشه وارد نور شدنم را ۴ سال حساب می‌کنم.

زیرا؛ وقتی به کنگره آمدم دیگر مصرف‌کننده نبودم و تحت فرمان راهنمایم دارویم را استفاده می‌کردم.

بااین‌حال؛ با وضعیت خیلی خرابی، با کوله باری از ناامیدی به کنگره آمدم.

نکته‌ای که همیشه در مورد خودم یادم مانده این بود که خیلی زود به ته خط رسیده بودم‌. خیلی از مشکلاتی که یک فرد در عرض ۲۰ سال تخریب هرویین می‌توانست تجربه کند، من در مدت کوتاه‌تری تجربه کرده بودم.

تخریبم با حشیش شروع شد و به قرص و شیشه که رسیدم انگار این مسئله را چندین برابر کرده باشد، نابودشده بودم و درنهایت به دنبال مکانی گشتم که به درمان برسم. در ابتدا به مکان‌های زیادی از قبیل کلینیک‌ها جلسات روانشناسی و...مراجعه کردم ولی نتوانستم مکانی را پیدا کنم که با عشق همراه باشد و ازلحاظ احساسی حمایتم کند.

در همین مواقع قصد داشتم مواد مخدر جدیدی را امتحان کنم. به همین خاطر برحسب عادت می‌خواستم قبل از مصرف در مورد این ماده مخدر تحقیق کنم. در این حین؛ با مقاله‌ای در خصوص ماده مخدر اکستازی که در سایت کنگره ۶۰ قرار داشت، مواجه شدم.

در تصورم بر این بود که کنگره ۶۰ به‌مانند سایر مراکز باشد و دقیقاً با ناامیدی وارد کنگره شدم.

همه ما داستان اعتیاد را به‌خوبی درک کردیم. چراکه؛ در پروسه اعتیاد از نوع برخورد کاسب مواد گرفته تا خانواده به‌شدت ازلحاظ محبتی کمبود داشتیم.


به لحاظ اینکه کاملاً ناامید شده بودم، در بدو ورود با نگهبان نظم آشنا شدم و با برخورد محبت‌آمیز، من جذب کنگره شدم. صمیمانه از ایشان تشکر می‌کنم. همچنین؛ از آقای محمود شریفی تشکر می‌کنم. ایشان جلسه اول به بنده مشاوره دادند و با بنده ازلحاظ حسی ارتباط برقرار کردند.

تخریب شیشه به‌قدری بی‌قرار و حواس‌پرتم کرده بود که نمی‌توانستم بنشینم و صحبت‌های راهنمایم را گوش دهم‌؛ اما به لطف معجزه شربت To پس از سه ماه توانستم در جلسه بنشینم و کاملاً آموزش‌ها و صحبت‌های راهنمایم را درک کنم‌‌.

در ادامه صحبت‌هایم این مطلب را قابل‌توجه دوستان سفر اولی بیان می‌کنم؛ در همین حین ۳ روز غیبت کردم و پس از برگشتن به شعبه باراهنمایم آقا حامد مواجهه شدم. ایشان به خاطر ۳ روز غیبتم، گلایه کردند و گفتند که باید حضورداشته باشم. در فکرم این مسئله خطور کرد که پس، برای ایشان اهمیت دارم که این‌گونه از غیبتم ناراحت هستند. چه‌بسا تا آن روزبه دنبال کسی می‌گشتم که بامحبت و عشق واقعی با مسئله من رفتار کند.

به همین خاطر؛ خیلی سریع به ایشان ایمان آوردم؛ زیرا خلائی که در زندگی احساس می‌کردم بامحبت راهنمایم پر شد. و زمانی که رها شدم آقا حامد؛ به‌مانند عقابی که بچه خود را از ارتفاع می‌اندازد تا پرواز بیاموزد، به من و برادر لژیونی‌هایم چنین آموخت. پس از رهایی‌ام، بنده را فرستادند در شعبه دیگری خدمت کنم تا بتوانم بیاموزم خدمت را برای خدمت انجام دهم.

جناب مهندس می‌فرمایند؛ آن‌هایی که می‌مانند در کنگره و خدمت می‌کنند، می‌دانند کجا قرار دارند.

در پایان؛ هر آنچه دارم از کنگره‌دارم و کنگره بهترین مکان دنیاست. خداوند را شاکرم اگر در حال حاضر تفکری بر پایه محبت دارم از کنگره است.






نویسنده: علی یوسفی 

لژیون: آقای میلاد تکسیبی 

 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حامد شنبه 24 تیر 1396 13:09
هانی جان به شما و همسفر محترمتان تبرک میگم و امیدوارم در تمام مراحل زندگی مثل کنگره موفق و پیروز باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: