تبلیغات
نمایندگی لوئی پاستور - دلنوشته
دلنوشته
سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت 10:52 | نوشته ‌شده به دست میلاد کشفی | ( نظرات )
(هوالحق)

     به بهانه هفته همسفر 
دلنوشته یک مسافر:

آنچه مرا یکباره به نوشتن واداشت بحث قدردانی از همسفرم به مناسبت هفته همسفر بوده، که در کنگره هر ساله یک هفته را بنیان کنگره به این منظور اختصاص داده اند . واقعا چه واژه زیبایی . همسفر ،
یعنی کسی که هم سختی ها و رنج ها ، تلخی و شیرینی های یک سفر را به جان می خرد تا با تو و در کنار تو باشد . 
 غریب به 33 سال هست که در کنارش زندگی کنار با هم همسفریم ، اما....فقط حدود سه سال است که او را می شناسم ، دوستش دارم و به او عشق می ورزم . خدا را شکر میکنم و به شکرانه اش سر به سجده میگذارم که یکبار دیگر برایم فرصتی ایجاد کرد و باز یکی دیگر از درهای رحمتش را به روی گم کرده راهی بازنمود، تا بار دیگر روی خوش زندگی، دوست داشتن ، عشق ورزیدن و از همه مهمتر آنکه دوست داشته شدن را تجربه کنم و ببینم سخت است اما حقیقت است که من بگویم سالیان زیادی بود که او را دیگر نمی دیدم ، حسش نمی کردم و توان دریافت و پرداخت هیچگونه انرژی را از خودم به او و از او به خودم نداشتم.  چنان در تاریکی و ظلمت در مسیر شیطانی با مصرف مواد مخدر قرار گرفته بودم ، که حمیدرضای وجود من ، دربست و کامل تحت فرمان و اختیار نیروهای شیطانی قرار گرفته بود . زندگی مان به معنای واقعی کلمه و در فضای کاملا (60 درجه زیر صفر قرار داشت) و تنها پیوند بین من و همسفرم ، حضور تک فرزند دخترمان بود که این آشیانه سرد و بی روح را در کنار حضور خودش حفظ کرده بود. اما از آنجایی که او میگوید : ((ادعونی استجب لکم))                      ((بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را )) نوری که سالیان متمادی تابشش در زندگی من و همسفرم به شکل روزنه ای بسیار کوچک می تابید ، به یک باره وسعت گرفت و هر روز شعاع بیشتری پیدا کرد تا فرا برسد روزی که باید فرا می رسید . 94/2/4 به نقطه ای رسیده بودم که دیگر نمی خواستم آنگونه زندگی کنم ، به اتفاق همسفرم به محل شعبه شهرک غرب مراجعه و گرمای وجود کنگره در زندگی مان جاری گشت . تغییر آغاز شد و آموزشهای ناب کنگره هر روز بیشتر از روز گذشته ، کانون سرد خانه ام را گرم و گرمتر می کرد و به اتفاق همسفرم این گرما را هر روز بیشتر احساس می کردیم . آنچه برای من بیشتر ارزش داشت این بود که هر چه من بیشتر با کنگره و آموزشهایش آشنا می شدم ، بیشتر به تخریبی که به همسفرم وارد نموده بودم پی می بردم ! حدود سه سال است که حرکت خودمان را برای تغییر آغاز نموده ام ، در این راه تمام تلاش خودم را کرده و می کنم تا مسافری قابل اعتماد برای همسفرم باشم تا او نیز با درک این تغییرات و رسیدن به آرامشی که حلقه مفقوده 33 سال زندگی در کنار من بوده ، برایش همسری قابل اتکا باشم تا به یاری قدرت مطلق بتوانم تا حدودی از خسارتهای وارده به خانواده را جبران نمایم . در انتها از همسفرم و از تنها فرزند دخترم که همه عمرشان را با من و در کنار من ماندند تا من تنها نباشم نهایت قدردانی و سپاس را دارم ، چرا که آنها با صبوری ،حوصله و تحملی که به کار بردند به گونه ای تبدیل به بال پروازی شدند برای من تا بتوانم بار دیگر بر فراز آسمان سلامتی پرواز کنم . به پاس این صبوری آنها از خداوند متعال می خواهم تا آنجا که تقدیر است ، با قدرت و در سلامت و پاکی مطلق بوده و بمانم تا هیچ وقت این عزیزانم احساس تنهایی نکنند . انشاالله.....!

 به قلم مسافر حمیدرضا از لژیون 12  
تایپ و ویرایش : مسافر علی از لژیون 14

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر چهارشنبه 6 دی 1396 21:09
مطلب شما بسیار زیبا بود. آرزوی موفقیت برای شما و خانواده تان را دارم.
سعید سه شنبه 28 آذر 1396 21:50
عالی بود
کلی اموزش گرفتم
خدا قوت به همه دستاندر کاران
میلاد کشفی پاسخ داد:
ممنونم سعید عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: